سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
33
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
سيدهء زنان امت من است و حسن و حسين ، دو سيد جوانان بهشتاند . مؤلف گويد : « متّقى » اين حديث را در [ كنز العمال 6 / 221 ] روايت مىكند و مىگويد : « طبرانى » و « ابن نجار » آن را از « ابو هريره » روايت كردهاند . [ كنز العمال 7 / 111 ] از « عايشه » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در بستر آخرين بيمارى كه با آن دار فانى را وداع گفت ، خطاب به فاطمه عليها السّلام ، فرمود : اى فاطمه ! نزديك بيا تا رازى را به تو بگويم . سپس پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله - در حضور « عايشه » - ساعتى با فاطمه در گوشى صحبت كرد . در اين هنگام فاطمه عليها السّلام گريست . بار ديگر رازهائى را با وى در ميان نهاد كه فاطمه عليها السّلام از شنيدنش خندان شد . « عايشه » كه اين دو امر متضاد را يافت به فاطمه عليها السّلام ، گفت : اى دختر رسول خدا ! پدر بزرگوارت چه رازى با تو گفت ؟ فاطمه عليها السّلام پاسخ داد : تو كه شاهد اين گفتگوى سرّى بودى حال گمان مىكنى كه من آن راز را تا زمانيكه پدرم زنده است ، فاش خواهم كرد ؟ ! « عايشه » ناراحت شد و نگرانى او از اين بود كه چرا پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله آن راز را با وى در ميان ننهاد ! اين عقده همچنان دامنگير بود تا اينكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله رحلت كرد . « عايشه » از فرصت استفاده كرد به فاطمه عليها السّلام گفت : آيا هنوز هم رازى را كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله با تو گفت ، فاش نمىكنى ؟ فرمود : اكنون پرده از چهرهء آن راز برمىدارم ؛ آرى در مرتبه اول كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله با من در گوشى صحبت كرد ، فرمود : معمول آن بود كه هر سال يك بار « جبرئيل » بر من نازل مىشد و قرآن را بر من عرضه مىكرد ، امسال دوبار قرآن را بر من تلاوت كرده است . گذشته از اين به اطلاع من رسانيد كه هر پيغمبرى كه پس از پيغمبر ديگر مبعوث مىشود عمر او برابر با نيمى از عمر پيغمبر پيش از او است ؛ او گفت عيسى عليه السّلام صد و بيست سال زندگى كرد . بنابراين من در آغاز شصت سالگى از دنيا خواهم رفت . از شنيدن اين سخن گريستم . و اضافه كرد و فرمود : اى دخترم ! در ميان زنان مسلمان هيچ زنى مانند تو گرفتار غم و اندوه و ناراحتى نمىشود ! در آن شرائط بايد صبر و شكيبائى